همه چیز در حال تکرار است .
چهارده سال گذشته اما همه چیز برگشته به همان روزهای بیم و امید .
امروز مثل کودکی هستم که دفتر مشقش را سیاه کرده .اما کسی از غرض آمده و تمام سیاه مشق ها را پاره کرده است.
این کودک خسته باید نقطه سر خط دوباره شروع کند .
باید ذره ذره آب شدن را ببیند.
تب های پی در پی ...
ضعیف و ضعیف تر شدن ...
نه تاب و توانی است دیگر، نه چشمه ی اشکی ...
فقط آه حسرت است که گاه و بی گاه به این دنیای ناعادل لعنت
می فرستد که چرا کمی انصاف ندارد.
بانو...ما را در سایت بانو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 95