
همه چیز در حال تکرار است .چهارده سال گذشته اما همه چیز برگشته به همان روزهای بیم و امید . امروز مثل کودکی هستم که دفتر مشقش را سیاه کرده .اما کسی از غرض آمده و تمام سیاه مشق ها را پاره کرده است.این کودک خسته باید نقطه سر خط دوباره شروع کند .باید ذره ذره آب شدن را ببیند.تب های پی در پی ...ضعیف و ضعیف تر شدن ...نه تاب و توانی است دیگر، نه چشمه ی اشکی ...فقط آه حسرت است که گاه و بی گاه به این دنیای ناعادل لعنتمی فرستد که چرا کمی انصاف ندارد. بخوانید...
ادامه مطلب